دوست یابی در حد لالیگا.......
که بشه باهاشون ارتباط برقرار کرد تو نظرات بزارن تا
بزارم تو وبلاگ یه چیزی گیرشون بیاد....
اخه چقد من مردمیییییییم ![]()
سکوت....
که بشه باهاشون ارتباط برقرار کرد تو نظرات بزارن تا
بزارم تو وبلاگ یه چیزی گیرشون بیاد....
اخه چقد من مردمیییییییم ![]()
داره بگه بزارم تو وبلاگ همه استفاده
کنن
البته اگه کارایی داره بگین !
منتظرمممممممممممممممم ......
توجه:این مقاله صرفاً یک مقاله آموزشی است و هدف آن به هیچ وجه خنداندن شما نمی باشد!!!در ضمن در این مقاله سعی شده است که به همه اقوام و قبائل توجه شود و همه را به زیر سوال ببریم اگر احیاناً قشر خاصی فراموش شده است پوزش می طلبیم.
سلام .از اونجایی که تازگیا هر کس با مامانش دعوا می کنه سریع میره سر خیابون وای میسه و به خواهر و مادر شرعی ما تیکه میندازه من امروز تصمیم گرفتم یک مقاله در مورد چگونگی مخ زدن دختران ایرانی بدون اینکه این وسط حقی خورده بشه و یا شیشه ای شکسته بشه و ...
اولین قدم جهت مخ زدن یک همشیره انتخاب سوژه میباشد.یعنی باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده ! که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون وای میسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح زیر می باشد بلا نسبت مثل سگ پا میدن!!!
1-اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل میزنن تو چشمای طرف!
2-اونایی که دبیرستانی هستند و در مقطع اول و دوم دبیرستان درس می خونند!
3-اونایی که خیلی تابلو رفتار می کنن و سرشون با گوششون بازی میکنه!
4-اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن!
5- اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن!
بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون شما میشن!
اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال دخترای فشن و با کلاس هستند , پس من سر همین موضوع تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید اما ابتدا به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع میکنم:
آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟
آیا شما جوات هستید؟
آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟
آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(یه چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز)
آیا شما لهجه دارید؟
آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟
آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟
و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در تفاوت داشته باشد؟
اگر جواب همه سوال های بالا بلی یا آره یا Yes هستند لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید .چون ما در گروه مارشال مدرن این نیاز شما را کاملاً برطرف میکنیم!
شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا بلیط اتوبوس داشته باشید تا از سل سبیل و یا نظام آباد خودتون را به جردن-فرشته-فرمانیه-تجریش-ونک و ... برسانید و بقیه اش با من!
قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم:
1-دخترای که پاتوقشون میر داماد- جردن و فرشته می باشد فقط به ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که به همون آریا شهر و جنت آباد بسنده کنید!
2-دخترایی که پاتوقشون تجریش – فرمانیه- نیاوران و اون بالا ما لا ها(به غیر از قیطریه) می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان هایی پیدا نمیشه!
تبصره: دخترای قیطریه همشون شبا توی چت روم ها پلاس هستند پس بدون دردسر میتونید تورشون کنید!
3-دخترایی که پاتوقشون شهرک غرب هست خودشون ماشین دارند و بنا براین مخشون زدنی نیست (نکته:90 درصد دختر ها اصولاً به این دلیل پا میدن که یه احمقی بیاد با ماشن ببردشون کافی شاپ و پاساژ الهیه و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشین داشته باشه دیگه عمراً پا بده مگر در مواردی خاص!)
4-دخترای پاسداران و گیشا حتی به راننده تاکس هم پا میدن پس این دو نقطه بهترین مکان برای تور کردن داف می باشد!
5-دخترای آریا شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور میکنن!
6- دخترای جنت آباد هم که دیگه نیازی به توضیح من نیست!!!!
7-از آریا شهر به پایین هم دخترا دو دسته میشن:دسته اول اونایی که که در بالا 5 تا از ویژگی هاشون رو گفتم و این دسته حتی با جدول کنار خیابون هم طرح دوستی میریزند و دسته دوم که به دلیل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسی طرفشون نمیره....
اما نحوه مخ زدن:
الف: مخ زدن دخترای بالا شهری:
وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفیدDarki –شلوار مدل بوسینی ,Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا زد-یک تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا مشکی)- ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب- چشمای هیز و کشیده –ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه کافی! (یه چیزی تو مایه های خودم!)
روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و ... کاربردی نداره باید و باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید:
1- به بالای شهر رفته و جولوی یکی از مراکز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می پردازید.2-سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید 3- با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد). 4- وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز تجاری میشوید .5-سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید .(بتون قول میدم سوژه همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)6-سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.7- با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشین بریم!
تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید!
ب-دخترای وسط شهر :
وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206 بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون پا بده!)
روش مخ زدن:1-با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز میکنید و بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه دور بزنیم)اتول میزنید)
تبصره:87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار ماشین میشه.
ج.دخترای پایین شهر:
وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه های فردین باشه!
روش مخ زدن:پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید به سمتش و بش میگید:آبجی یه غلام لوتی نمی خوای؟!
تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف کنید!از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده شمال!!
دوست داشتن در دریا شنا کردن اس ولی عشق........
در دریا غرق شدن![]()
در زندگی آنچه زود از دست می رود خود زندگی است.
ازاین روزها فقط خاطراتی به جا می ماند. خاطراتی
که در سرنوشتمان فقط گاهگاهی تصویر تاریک
و روشن این دوران را نمایان می کند و
هرزمان که می گذردبرگی از
صفحه خاطرات کنده
و به پیمانه عمر
اندکی افزوده
می شود.
می خوام یه سوال بپرسم که شاید در آینده بهش بر بخوری . با کسی می مونی که دوستت داره یا با کسی که دوسش داری ؟ اما اینو در نظر داشته باش که . . .
اونی رو که دوست داری دوستت نداره .
اونی که دوستت داره دوسش نداری .
نظرتو بگو . برام مهمه . . .

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است كه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…
________________@@@@@___
_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
_________________@@@@@___
__@@@@@@@@@@@@@@@_
__@@@@@@@@@@@@@@@_
______________________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
_____________________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
_____________________________
______@@@@@@@@@______
______@@@@@@@@@______
_______________@@@@______
_______________@@@@______
______@@@@@@@@@______
______@@@@@@@@@______
_______________@@@@______
_______________@@@@______
______@@@@@@@@@______
______@@@@@@@@@_____
انتظار ديدن تو كوله باري سنگين است كه به دوش ميكشم ...
درديست كه دوستش دارم !!!
![]()
گفتی: بیا قایم باشک بازی کنیم.
گفتم: اول تو چشم بذار. گفتی: نه ، اول تو. گفتم: چرا همیشه اول من؟!
گفتی: اگه راست می گی که دوستم داری ، باید اول تو چشم بذاری.
گفتم: باشه ، تا بیست می شمرم.
گفتی: نه ، هر موقع صدات کردم بیا. ... چشامو بستم وشمردم و شمردم.
تا صد شمردم ، اما تو صدام نکردی گفتم: بیام؟ اما صدایی نشنیدم چشامو باز کردم و دور و برم رو خوب گشتم اما نبودی.
از اون روز تا حالا تموم دنیا رو دنبالت گشتم اما ردی ازت پیدا نکردم. نمی دونم ، به خودم میگم شاید یه جایی قایم شدی که صدات به من نمی رسه
یا شاید هنوز جایی رو برای قایم شدن پیدا نکردی
تو رو خدا زودتر صدام بزن ... آخه دیگه عددی برای شمردن باقی نمونده
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار
کندوتواز اورسم محبت بیاموزی.....عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ زدن وجود آدمها
وبستن چشماست.....عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگترین
احساس زندگی است.....عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان
زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.
***به نام آنکه تکيه بر نامش غروريست جاودانه***
سالي پيش از اين سال در پاییزی زيبا در غروبي غمگين در سکوتي سنگين ما به هم برخورديم
من براي دل تو تو براي دل من هزار فتنه در نگاهت خفته
من به دنبال نگاهت به بلا افتادم
روزها در پي هم از گذرگاه زمان ميگذرند
تو سراپا شادي غرق در نقشه اين آزادي و من غافل از سلسله بند نگاهت بودم
که در آن اين دل ديوانه من در بهاري پاییزی زیبا اين حال کاش ميشد به تو گفت:
که تو تنها سخن شعر مني
کاش ميشد به تو گفت:
تو تنها از بر دل اميد مني
کاش ميشد به تو گفت:
تو مرو دور مشو از بر من
که بماند دل ديوانه من.
آدما از آدما زود سير مي شن
آدما از عشق هم دلگير مي شن
آدما رو عشقشون پا مي ذارن
آدما آدمو تنها مي ذارن
منو ديگه نمي خواي خوب مي دونم
تو كتاب دلت اينو مي خونم
*****
يادته اون عشق رسوا يادته
اون همه ديوونگي ها يادته
تو مي گفتي كه گناه مقدسه
اول و آخر هر عشق هوسه
آدما آخ آدماي روزگار
چي مي مونه از شماها يادگار
*****
ديگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم
نمي خواي بموني توي اين خونه
چشم تو دنبال چشماي اونه
همه ي حرفاي تو يك بهونه ست
اون جهنمي كه مي گن اين خونه ست
غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهارمون با پائيز
نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز!
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز اون چشماي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو مي دونم هيچكس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
بهار تو برمي گردي چيزي نمونده بخند
غصه نخور مسافر هميشه اينجوري نيست
هميشه كه عزيزم راهت به اين دوري نيست
غصه نخور مسافر تولده دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر تو خود آسموني
در آرزوي روزي كه بياي و بموني
اگه يك نفرو دوست داشته باشي چجوري بهش
مي فهموني كه دوستش داري؟

لطفا نظر بدین.... ![]()
از من نپرس چقدر دوستت دارم...
چرا که اينجا در قلب من حد و مرزي براي حضور تو نيست.
به من نگو که چگونه بي تو زيستن را تمرين کنم.
مگر ماهي بيرون از آب ميتواند نفس بکشد؟
مگر ميشود هوا را از زندگيم برداري و من زنده بمانم؟
بگو معني تمرين چيست؟
بريدن از چه چيز را تمرين کنم؟ بريدن از خودم را؟
مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني...!
از من نپرس که اشکهايم را براي چه به پروانهها هديه ميدهم،
همه ميدانند که دوري تو روحم را ميآزارد
و تو خود پروانهها را به من سپرده بودي که ميهمان لحظههاي بيکسيم باشند.
مرا از من نگير... نگاهت را از چشمم برندار؛
مرا عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنها هستم و هواي شرجي اينجا را دوست ندارم



دوستت دارم چون تنها ستاره زندگی منی.دوستت دارم چون تنها مصراع شعر منی.دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی.دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیبا ترین رویای خواب منی.دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی.دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی.
روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند. برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر است. برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ "سنگ قبر جوانی بود
کوچه را قدم بزنم
بی تو
بی نفس های تو
بی های و هوی تو
رفتی که من
کوچه را زیر و رو کنم
درخت را از ریشه بکنم
گنجشک ها راسین جیم کنم
تو را جست و جو کنم و هی شعر بخوانم و منتظر شوم
رفتی که من
کوچه نشین شوم.
تقدیم به بهترينم.تو را چشم براهم تا ....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقديم به چشمي که اشکش منم.
تقديم به اشکي که غمش منم .
تقديم به شمعي که پروانه اش منم .
تقديم به گلزاري که گلش تويي
وتقديم به عشقي که عاشقش منم
نابینا گفت : دوستت دارم
ماه گفت : تو که مرا نمی بینی ..... چگونه مرا دوست داری ؟
نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم اما اکنون عاشق خودت هستم .
نگاه خسته ام را داد بر باد
غم سر بسته ام را داد بر باد
همان رسمي كه نامش عاشقي بود
دل شكسته ام را داد بر باد ![]()
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهي ماند
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود.
اي! دريغ و حسرت هميشگی
نا گهان چقدر زود دير می شود...
اگه گریه بزاره مینویسم/ کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه/تو بودی اونکه دستامو رها کرد
خودت گفتی خداحافظ تموم شد/ منو تو سهممون از عشق این بود
خود تو حرمت عشقو شکستی/ بریدی آخر قصه همین بود
اگه مهلت بدی یادت میارم/ روزایی رو که بی تو عین شب بود
تموم سهمت از این دنیا عزیزم/ بزار یادت بیارم یک وجب بود
بهت دادم تموم آسمونو / خودم ماهت شدم آروم بگیری
حالا ستارها دورت نشستن/ منو ابری گذاشتی داری میری
بیا برگرد از این بمبست بی عشق/ بزار این قصه اینجوری نباشه
آخه بذر جدایی رو چرا تو؟/ چرا دستای تو باید بپاشه
خداحافظ نوشتن کار من نیست/ آخه خیلی باهات ناگفته دارام
اگه گریه بذاره مینویسم/ اگه مهلت بدی یادت میارم
هيچ كس ويرانيم را حس نكرد
وسعت تنهائيم را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نكرد
خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را
ما اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است
تو نه انی که غم عاشق زارت باشم
دگری جز تو مرا این همه ازار نکرد
انچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
بشنو پند و مکن قصد دل ازرده ی خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش
تو که میدونی عشق منی دوست دارم
واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم
یادته اون روزا که دستت تو دسته من
حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من
میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم
زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم
چرا تو لج میکنی
ابروهاتو کج میکنی
زندگیم تموم شدش برای تو
عمر من حروم شدش به پای تو
واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم
شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم
هیچکس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما میگریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفال میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
خدایا!
زندگی سرشار از هزاران نگرانی است
و ذهن از یک فکر به سوی فکر دیگری پرواز می کند
در میان چنین هیاهویی
شنیدن ندای خاموشی که در قلبم
با من سخن می گوید، دشوار است.
خدایا!
مرا موهبت آن بخش که در ذهنم در کشاکش این غوغای روزمره
بر تو متمرکز باشد
و هر روز دقایقی با تو ارتباط برقرار کنم.
چنان متبرکم کن که ندای تو را بشنوم
و سیمای تو را
که پر از لطف و زیبایی ست
به چشم دل مشاهده کنم.
به من و خانواده ام توانایی بخش تا در کوران مشکلات مقاوم باشیم
ای بزرگوار ! ما را هیچ گاه تنها رها مکن